Image

اهداف نفوذ سیاسی در نظام جمهوری اسلامی

تسلط بر کشور

همه هم بدانند که هدف دشمنان ما با ریخت‌های مختلف و قیافه‌گیری‌های مختلفی که از خودشان نشان می‌دهند - گاهی اخم می‌کنند، گاهی لبخند می‌زنند، گاهی اوقات وعده می‌دهند، گاهی تهدید می‌کنند - تسلط بر کشور است. دشمن می‌خواهد برگردد به دوران سلطه‌ی بی قید و شرط خود بر این کشور؛ چون اسلام با این برگشت به شدت مخالف است و نیروی مقاوم در مقابل این توطئه‌ی دشمن «اسلام» است، با اسلام مخالفند. مخالفت دشمن با اسلام به خاطر این است که می‌دانند معارف اسلامی، احکام اسلامی‌در مقابل آن‌ها سد مستحکمی‌درست کرده است. با ملت ما مخالفند، چون ملت در مقابل آن‌ها مثل کوهی ایستاده است. با هرکسی در میان ملت که در مقابل دشمن ایستادگی بیش‌تری داشته باشد، بیش‌تر مخالفند. با عناصر مؤمن بیش‌تر مخالفند، با سازمان‌ها و نهادهای انقلابی بیش‌‌تر مخالفند، با عناصر حزب‌اللهی بیش‌تر مخالفند؛ چون می‌دانند این‌ها سدهای محکم و مستحکم در مقابل نفوذ دشمنان هستند. دشمن دنبال سلطه‌گری است و همه‌ی تلاش دشمن برای این است که جلوی حرکت اسلامی‌نظام جمهوری اسلامی‌را که مایه‌ی پیشرفت و ترقی و اوج این ملت است بگیرد.1
 
ایجاد استعمار فرانو
در میدان نبرد، کارزار همیشه نظامی‌نیست؛ گاهی سیاسی است؛ گاهی هم فرهنگی است. دشمن سعی می‌کند رخنه ایجاد کند؛ چشم‌ها را باید باز نگه داریم؛ نقطه‌ی رخنه را ببینیم و مراقب باشیم این رخنه توسعه پیدا نکند. باید جلوی رخنه‌های فرهنگی و سیاسی را بگیریم.
امروز سیاست استکباری، استعمار فرانو است؛ یعنی از استعمار نوینی که در ده‌ها سال قرن گذشته وجود داشت، یک قدم بالاتر. استعمار فرانو یعنی چه؟ یعنی دستگاه استکباری کاری کند که عناصری از ملتی که این مستکبر می‌خواهد آن را قبضه و تصرف کند، بدون این‌که بدانند، به او کمک کنند.
دشمن، ایمان شما را سد مستحکم خود می‌بیند و دلش می‌خواهد این سد برداشته شود. حالا عناصری از میان خود ما بیایند و بنا کنند این دیوار را تراشیدن یا سوراخ کردن. این‌ها گرچه خودی هستند، اما دارند برای دشمن کار می‌کنند؛ دشمن هم روی این‌ها سرمایه گذاری می‌کند. دیدید که آمریکایی‌ها حتی در کنگره‌شان تصویب کردند که به عناصری در داخل کشور ما پول بدهند تا برای آن‌ها کار کنند؛ این طور علنی و صریح! این استعمار فرانو است. این، مثل این است که دونده‌ای نتواند بر رقیبش فائق بیاید؛ کاری کند که رقیب، خود‌زنی کند؛ مثلا وادارش کند معتاد شود. وقتی طرف معتاد شد، دیگر حال دویدن ندارد؛ به‌خودی‌خود به نفع رقیبش کار کرده است. بنابراین وقتی حال دویدن نداشت، رقیبش برنده می‌شود. در استعمار فرانو این کار را می‌کنند؛ جوان‌ها خیلی باید هشیار باشند؛ دخترها خیلی باید هشیار باشند؛ معلمین ومعلمات و پدر و مادرها خیلی باید متوجه و هشیار باشند؛ به خصوص کسانی که جایگاهی در اشاره به افکار عمومی ‌دارند؛ گوینده‌اند، نویسنده‌اند، اهل هنر و اهل فعالیت گوناگون هستند.2

 
توسعه منافع دشمن
قدرت‌مندان و قلدران دنیا همه تلاششان برای توسعه نفوذ و منافع خودشان است. اگر گفته شود که شما در خلیج‌فارس چه می‌کنید؛ کشور شما کجا، خلیج فارس کجا؛ می‌گویند ما در این جا منافع داریم! عجب! پس منافع شما، اگر لشکرکشی شما را هم اقتضاء کرد، باید لشکرکشی کنید!؟ آیا منافع شما مقدم و مرجح بر منافع ملت‌هاست!؟ این قدرت‌ها هر چیزی را که دنبال می‌کنند، برای منافع خودشان است. اگر از شعار اصلا‌ح‌طلبی حمایت می‌کنند، این دروغ است؛ آن‌ها از اصلاحاتی که به معنای حقیقی کلمه اصلاحات باشد، طرف‌داری نمی‌کنند. آن‌ها با اصلاحات در این کشور مخالفند. با اصل انقلاب هم مخالفند. آن‌ها می‌خواهند روحیه استقامت و استقلال این ملت از بین برود.
آن‌چه که من امروز در پایان این بحث می‌خواهم عرض کنم، این است که ای ملت ایران ! ای جوانان عزیز! ای روشن فکران! ای مجموعه‌های سیاسی! «اتقوا الله»؛ از خدا بترسید و پرهیزگار باشید. پیام بزرگ نماز جمعه در هر هفته، تقواست. تقوای خدا به این است که فریب دشمن را نخوریم وتسلیم تحمیل دشمن نشویم. دشمن می‌خواهد بین ما اختلاف بیندازد دشمن آرزو می‌کند که بین مسؤولان اختلاف باشد. دشمن آرزو می‌کند که در ایران جنگ داخلی باشد. دشمن نمی‌تواند ببیند که جمهوری اسلامی ‌توانسته است این کشور را امن و آرام نگه دارد. در هرجایی و به هر بهانه‌ای، چه جهالت کسی یا کسانی، چه غرض‌ورزی کسی یا کسانی، اگر ماجرایی درست کند که امنیت را به هم بزند، دشمن خوشحال می‌شود.3

 
سست کردن ایمان
امروز بار دیگر دشمنان این ملت، نسل جوان و به‌ویژه دانشجویان را هدف توطئه‌های ویرانگر خود ساخته‌اند. یک تحلیل عمیق که محصول تجارب بیست ساله‌ی نظریه‌پردازان سیاسی بیگانه است همه‌ی دشمنان ایران اسلامی ‌را به این نتیجه رسانیده است که راه سلطه بر ارکان جمهوری اسلامی ‌و رخنه در پایه‌های استوار این نظام شامخ، منحصرا سست کردن ایمان دینی نسل جوان، سست کردن پیوند فکری و عاطفی آنان با کانون‌های اصلی نظام، سست کردن انگیزه‌های آموزشی و پرورشی آن‌ها است. امروز هدف اصلی همه‌ی تبلیغات و نظریه‌پردازی‌های دستگاه‌های پرخرج تبلیغاتی استکباری و صهیونیستی همین است و بس. وهرکس می‌تواند نشانه‌های این کوشش نا‌مبارک وان‌شاء‌الله نافرجام را در فعالیت‌های فرهنگی و خبری و تبلیغی دشمنان شناخته و نا شناخته‌ی جمهوری اسلامی‌مشاهده کند. در این شرایط وظیفه‌ی شما سنگین، پرهیجان و پرماجراست.4
 
رخنه افکنی در اعتقادات مسلم
آمریکا بعد از این‌که سال‌هایی را در مقابل جمهوری اسلامی ‌و ملت ایران با این روش (نظامی) عمل کرد، به این نتیجه رسید که تقابل عملی کافی نیست و باید در کنار آن، تقابل و تخاصم و مبارزه نظری را هم شروع کند، معنای تقابل نظری چیست؟ یعنی مبارزه با جمهوری اسلامی ‌در صحنه اعتقاد و در زمینه فرهنگ و مسائل اخلاقی. البته قبلا هم مبارزه آن‌ها جدی بود؛ منتها احساس کردند باید نقطه ثقل این باشد. فکر کردند با مبارزه‌ی اعتقادی می‌توانند بخش عظیمی ‌را فلج کنند و یک مانع را بردارند. فکر کردند با مبارزه در زمینه‌های اخلاقی، یک بخش دیگر از امکان و سلاحی را که در اختیار جمهوری اسلامی ‌هست، بگیرند.
این‌که ما بتوانیم طرح کلی دشمن را در مورد خودمان بدانیم، بخشی از توان دفاعی ماست؛ به این مساله توجه داشته باشید. ندانستن این که دشمن چه در سر دارد و چه می‌خواهد بکند، غفلتی است که ممکن است ما را از امکان برخورد و دفاع محروم کند؛ ما باید این را کاملا بدانیم. از سال‌های هفتاد و سه و هفتاد و چهار به تدریج و به صورت روز‌افزون ، مبارزه اعتقادی اخلاقی شروع شد. بنده همان وقت‌ها شروع این مبارزه را احساس کردم . بحث تهاجم فرهنگی‌ای که مطرح کردیم، ناشی از این بخش قضیه بود. در کنار حرکات عملی، سیاسی و اقتصادی و غیره ، حقیقت یک تهاجم در زمینه مسائل فرهنگی و با ابزارهای فرهنگی آغاز شد.5

 
ایجاد خلل، در باورهای دینی و انقلابی
بایستی برادران و خواهران سپاه از صدر تا ذیل مجهز باشند به منطق مستحکم انقلاب؛ چون ضد انقلاب امروز از طرف مختلفی وارد می‌شود. یکی از راه‌های ورود و نفوذ - که حالا در مورد نفوذ هم یک کلمه‌ای عرض خواهم کرد؛ ما همین‌طور مدام درباره‌ی نفوذ دشمن تکرار می‌کنیم، تأکید می‌کنیم - ایجاد خلل در باورها است؛ باور انقلابی باور دینی در معرفت‌های انقلابی و دینی اختلال ایجاد می‌کنند؛ رخنه‌کردن در این‌ها است. و از همه‌ی طرق هم استفاده می‌کنند و آدم‌های گوناگونی هم دارند؛ استاد دانشگاه هم دارند، فعال دانشجویی هم دارند نخبه‌ی فکری و علمی ‌هم دارند؛ همه‌جور آدمی ‌برای ایجاد این رخنه‌ها هستند. برادران در سطوح مختلف سپاه بایستی این آمادگی را و این اقتدار منطقی را داشته باشند. 6
 
دلسردی و تردید مردم نسبت به آرمان‌های اسلامی‌
ملت ایران باید بداند چه کار بزرگی انجام داده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، دشمنان همه همت خود را علیه نظام جمهوری اسلامی‌متمرکز کنند. چگونه این کار را بکنند؟ با حمله نظامی‌کاری از پیش نمی‌برند؛ خودشان هم می‌دانند. کودتا و روش‌های براندازی را تجربه کردند و دیدند کاری از پیش نمی‌برند. یک راه برای آن‌ها بیش‌تر باقی نمی‌ماند و آن این است که در درون ملت نفوذ کنند؛ افکار و انگیزه‌های مخالف با اسلام را همراه با تهمت و اهانت و ناروا‌گویی نسبت به انقلاب اسلامی‌گسترش دهند؛ به تدریج دل‌های مردم را نسبت به سرچشمه جوشان و فیاضی که آن‌ها را در طول سال‌ها وادار به حرکت و مقاومت کرده است، سرد کنند. این جزو کارها و برنامه‌ریزی‌های اصلی آن‌هاست. خود آن‌ها از این حرکت به «فروپاشی» تعبیر کرده‌اند و گفته‌اند ما می‌خواهیم نظام اسلامی‌‌ فروبپاشد! فروپاشی یعنی چه؟ یعنی ملت را نسبت به آرمان‌های انقلاب دچار تردید و تزلزل و دودلی کنند و مردم پشتیبانی لازم را از نظام نداشته باشند. این، سیاست دشمن است.
بنده به ملت ایران مکرر عرض کرده‌ام؛ درهمین نماز جمعه هم یکی دو سال پیش عرض کردم که مهم‌تر از شناختن دشمن، شناختن دشمنی و روش دشمنی‌کردن اوست. اگر انسان بداند دشمن از چه راهی وارد می‌شود، حواس خود را جمع خواهد کرد. همه، دشمن را می‌شناسند. امروز دشمن ملت ایران و دشمن استقلال و آزادی او، دولت استکباری و متکبر آمریکاست. در این شکی نیست؛ به این موضوع، خودشان هم اعتراف می‌کنند. البته گاهی چاپلوسانه و ریاکارانه می‌گویند ما با ملت ایران مخالف نیستیم؛ اما اتفاقا مخالفت اصلی آن‌ها با ملت ایران است؛ چون ملت ایران است که این قیام عظیم را به راه انداخت؛ ملت ایران است که این پشتیبانی صادقانه و غیرتمندانه را از اسلام می‌کند؛ ملت ایران است که موجب شده آمریکا نتواند طمع بورزد؛ و الا اگر ملت ایران پشتیبان نظام و مسؤولان نبود، مگر مسؤولان می‌توانستند در مقابل این زیاده خواهی‌ها بایستند؟ ما این دشمن را می‌شناسیم؛ اما روش دشمنی را هم باید شناخت. امروز روش دشمنی، ایجاد اختلاف و نفرت و کینه میان آحاد مردم است؛ ایجاد دلسردی نسبت به آرمان‌های اسلامی‌است؛ منحرف کردن شعارهای مردم و طرح شعارهایی است که با حرکت عظیم مردم هیچ هم‌خوانی ندارد. او در خیلی از کشورهای دنیا – همه‌جا را نمی‌دانیم. - نخبگانی هستند که دست‌آموز مراکز استکباری‌اند. این‌ها زمان انگلیسی‌ها هم بودند، شوروی‌ها هم داشتند، امروز هم آمریکایی‌ها دارند. نخبگان و درس‌خواندگان و تحصیل‌کردگانی را انتخاب می‌کنند و آن‌ها را با تطمیع و با روش‌هایی که خودشان می‌دانند، به عنوان سخن‌گویان خود در داخل کشورها قرار می‌دهند. کار این‌ها این است که حرف آن‌ها را بزنند و تکرار کنند و برای ایده‌های آن‌ها استدلال نمایند. چنین کسانی در کشور ما هم بوده‌اند؛ امروز هم هستند و از اول انقلاب هم بوده‌اند. این‌ها بلندگوهایی دارند که برای آن‌ها حرف بزنند و نظرات و یا حرف‌های آن‌ها را تکرار کنند.7
 
فساد‌انگیزی در نسل جوان، از اهداف نفوذ
یکی دیگر از توطئه‌های دشمن، توطئه‌ی فساد‌انگیزی است؛ نفوذ در نسل جوان ، ایجاد فساد در میان سربازان واقعی اسلام، جوانان را به مسایل فساد برانگیز سرگرم و مشغول کردن. جوانان بدانند که این توطئه است، و من به شما عرض می‌کنم که امروز دست توطئه ‌گری با هدایت بیگانه در سطح کشور وجود دارد، تا بذر فساد و لغو در میان جوانان بیفشاند؛ برای این‌که جوانان را سرگرم و مشغول کند. ملتی که جوانانش سرگرم فسق و فجور باشند، راه به جایی نخواهد برد. می‌خواهند آن جوان بسیجی مؤمن و مخلص و پارسا را که برای جهاد فی سبیل‌الله به میدان جنگ می‌رفت و پشت سرش را نگاه نمی‌کرد و زندگی راحت و لذات و همه را پشت گوش می‌انداخت، اسیر و پابند کنند؛ هم مسؤولان و هم جوانان متوجه باشند البته مسؤولان توجه کرده‌اند و امیدواریم که بتوانند این ریشه‌ی فساد را از بیخ و بن بکنند و دست توطئه‌گر را از عرض و آبروی این ملت قطع کنند.
امروز، دشمن از این که بتواند به نظام اسلامی‌ضربه‌ی اساسی وارد کند نا امید است، چون می‌داند در داخل به قدر کافی انگیزه و ایمان و صدق و آمادگی وجود دارد؛ لذا نا‌امیدند از این که بتوانند ضربه‌ی اساسی وارد کنند، اما نا‌امید نیستند از این‌که بتوانند نفوذ کنند. ابزارهای نفوذ هم امروز زیاد است.
سعی دارند جوان ایرانی را به شکلی بار بیاورند که خودشان می‌پسندند اگر جوان ایرانی به شکل آمریکا‌پسند و استکبار‌پسند رشد کرد، آمریکا دیگر برای پیاده کردن نقشه‌های خود در ایران خرجی و هزینه‌ای نخواهد داشت؛ این جوان خودش مثل نوکر بی‌جیره و مواجب برای آن‌ها کار خواهد کرد؛ می‌خواهند جوان ایرانی را این جوری بار بیاورند. چهار تا آدم بی‌هویت جوری حرف زدند و جوری عمل کردند که یک آمریکایی چند سال قبل آمد ایران و وقتی برگشت، گفت کسانی در ایران هستند که اسلحه دستشان است و منتظر دستور ما هستند که شلیک کنند! چهار تا آدم بی‌هویت را دیده بود، فریب خورده بود. مشکل بزرگ آمریکایی‌ها این است که کشور ما را نمی‌شناسند، مردم ما را نمی‌شناسند، نمی‌توانند هم بشناسند. مشکل استکبار این است که بیشتر به ظاهر نگاه می‌کند؛ به رنگ ولعاب ظاهری نگاه می‌کند، [اما] باطن را نمی‌تواند ببیند. اقتدارش هم اقتدار ظاهری و اقتدار بر جسم‌ها است؛ بر دل‌ها نمی‌تواند آن‌چنان که مایل است اقتدار پیدا کند. اشتباه کردند. اما از نفوذ کردن نا‌امید نیستند؛ می‌خواهند نفوذ کنند، می‌خواهند دل‌ها را تسخیرکنند، می‌خواهند ذهن‌ها را تغییر بدهند.8

 
ایجاد فقر، تبعیض و فساد
 آن‌چه امروز برای این ملت اهمیت دارد، این است که مسؤولان کشور با همه قدرت و توان ، شاخص‌های اصلی را برای اصلاح امور کشور در نظر بگیرند؛ همان سه شاخص عمده‌ای که گفته شد: مبارزه با فقر، مبارزه با فساد، مبارزه با تبعیض. این اساس قضیه است. اگر فقر و فساد و تبعیض به وسیله مسؤولان کشور تحمل نشود؛ رضای الهی، توفیق الهی، هدایت الهی، شامل حال همه خواهد شد؛ گره‌ها باز خواهد شد. این ملت در میدان است؛ این ملت با وفاست؛ این ملت به قرآن دل داده است. اگر بخواهیم این کارها انجام گیرد، راهش این است که جلو نفوذ دشمن با کمال قدرت بسته شود. امام بزرگوار ما، قاعده‌ای پیش خودشان داشتند و بارها هم آن را بر زبان می‌آوردند. می‌گفتند هرجا که دیدید دشمنان سوگند خورده این ملت و این کشور، آن‌جا توجه و علاقه‌مندی نشان می‌دهند و از آن‌جا دفاع می‌کنند، به کار آن‌ها سوء‌ظن پیدا کنید. گاهی برای این که شخصیتی را خراب کنند، از او جانب داری می‌کنند. گاهی برای این که یک دست نشانده خود را بزرگ کنند، از او حمایت می‌کنند و جنگ روانی به راه می‌اندازند. خوشبختانه ملت ما سیاسی است؛ ملت ما هشیار و بیدار است و فریب این چیزها را نخواهد خورد.9
 
جلوگیری از پیشرفت کشور
چرا در مقابل سلطه‌گران ایستادگی و مقاومت می‌کنیم؟ چرا تسلیم آن‌ها نمی‌شویم؟ البته جواب این سوال ساده است. جواب این است که اگراستکبار و دستگاه سلطه توانست بر کشوری تسلط یابد و در آن نفوذ پیدا کند، منافع آن ملت، دیگر نادیده گرفته خواهد شد. منافع مادی، منافع اقتصادی، خواسته‌های معنوی و رشد و اعتلای فرهنگی از بین خواهد رفت و مثل وضعیت دوران قبل از انقلاب خواهد شد که یک حکومت دست‌نشانده در این‌جا حاکم بود. بنابراین ملت ایران ناگزیر است برای آینده و برای سعادت خود، در مقابل دشمن سلطه‌گر، مقاومت و ایستادگی کند و راهی را که به سوی کمال و سعادت اوست، با قدرت بپیماید.10
اگر یک کشوری نتواند از لحاظ اقتصادی، از لحاظ علمی، از لحاظ زیر‌ساخت‌های پیشرفت، خودش را تأمین کند و رشد پیدا کند، بی‌رحمانه مورد تطاول قرار خواهد گرفت. ما نمی‌خواهیم مورد تطاول قرار بگیریم . دویست سال کشور ما مورد تعرض و تطاول قرار گرفته. ضعف دستگاه‌های سلطنتی بی‌عرضه‌ی نالایق فاسد دنیا طلب، و نشاطی که در طرف مقابل وجود داشت، باعث این تطاول شد. از سال ۱۸۰۰ انگلیس‌ها اول بار در دستگاه سیاسی کشور ما وارد شدند و دخالت کردند و نفوذ کردند و بارگیری کردند و همراه آن‌ها یا قریب به آن‌ها، بعضی از کشورهای دیگر اروپایی هم در این مدت همین کار را کردند. سال ۱۸۰۰ که اولین سفیر انگلیس وارد کشور شد – که از هند هم آمد؛ یعنی آن وقتی بود که حکومت هند در اختیار انگلیس‌ها بود و نایب‌السلطنه در آن‌جا بود - از همان بوشهر که از کشتی پیاده شد، شروع کرد به رشوه‌دادن و خریدن افراد، و راحت توانست افراد را خریداری کند. این همه شاهزاده و امیر و اسم‌های دهن‌پرکن، همه در مقابل هدایای این آقا خاضع و تسلیم شدند! روند تطاول دشمنان در این کشور، از آن زمان شروع شد. این خاک نرم و خاکریز بی‌بنیاد ملی آن روز اجازه داد دشمن نفوذ کند، و نفوذ کردند. ما نمی‌خواهیم دیگر این ادامه پیدا کند. انقلاب یک سد پولادینی در مقابل این‌ها درست کرده. ما می‌خواهیم این سد را مستحکم‌تر کنیم.
به هیچ قیمتی اجازه ندهیم این‌ها در اقتصاد ما، در فرهنگ ما، در سیاست ما، در سرنوشت و مقدرات ما دخالت کنند؛ این احتیاج دارد به این که استحکام درونی و داخلی پیدا کنیم. این استحکام درونی، یکی از پایه‌های مهمش «اقتصاد» است. بنابراین این‌که می‌گوییم اول بشویم، به خاطر این است؛ نه به خاطر این که حالا یک هوسی است که ایران در منطقه اول بشود؛ نه، سرنوشت ملت به این وابسته است. بنابراین تلاش مستمر، هوشمندانه، مخلصانه و اثرگذار، که طبعا همه‌ی ظرفیت کشور هم باید در آن به کار گرفته شود، در این زمینه مؤثر است.11

 
ایجاد شکاف، در بین مسئولین کشور
خیلی هستند که همتشان این است که بین قوای کشور، بین جریان‌های تصمیم‌گیری در کشور نزاع و اختلاف و دعوا ایجاد کنند. ایجاد شکاف و رخنه در بافت یکپارچه‌ی فرماندهی کلی کشور – یعنی همین مجموعه قوای سه‌گانه که دارند بر امور کشور فرماندهی و حکم‌رانی می‌کنند. یکی از آرزوهای بزرگی است که سال‌هاست برای ضربه‌زدن و شکست دادن جمهوری اسلامی، دشمنان جمهوری اسلامی‌ دارند این نقشه‌اش را تعقیب می‌کنند. البته یک وقت علنا این حرف را می‌گویند؛ مثل این که یک روز یادتان هست که بحث حاکمیت دوگانه را صریحا مطرح می‌کردند. دیگران می‌گفتند، یک عده‌ای هم این جا طوطی‌وار آن‌ها را در داخل تکرار می‌کردند. اصل قضیه مال عناصر بیرون بود، داخل هم از روی غفلت - واقعا باید گفت بیش‌ترین چیزی که بود، غفلت بود - همان‌ها را تکرار می‌کردند. یک وقت هم نمی‌گویند، به زبان نمی‌آورند؛ مثل حالا که تصریح نمی‌کنند به این معنا، اما هدف این هست. ما توی این گزارش‌های خارجی، گزارش‌های مربوط به سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی، کارهایی که در بعضی از محافل نخبه‌ی سیاسی دنیا دارد می‌گذرد - که گزارش‌هایی می‌رسد – به خوبی رد پای این را داریم مشاهده می‌کنیم: بنا بر ایجاد اختلاف. نباید بگذارید.۱2
 
تغییر محاسبات مسئولین و خسته کردن مردم از نظام، از اهداف نفوذ
امروز جبهه‌ی مقابل ما - که سر‌دمدار آن جبهه هم آمریکا و صهیونیست‌هایند - به تمام طرقی که می‌توانسته است متوسل و متشبث بشود، متشبث شده؛ از تمام راه‌ها که می‌توانسته برای مقابله‌ی با ملت ایران بهره‌گیری کند، بهره‌گیری کرده است، برای این که بتواند این دو عامل، یعنی عامل تقویت کننده‌ی نظام، و عامل ایستادگی مردم در صحنه را تضعیف کند و از بین ببرد. خودشان هم همین را تصریح می‌کنند؛ می‌گویند این تحریم‌هایی که ما بر علیه ایران تصویب و اجرا می‌کنیم - و با عناد کامل دنبال می‌کنند - برای این است که مردم را خسته کنیم، مردم از صحنه خارج شوند، مردم به نظام اسلامی پشت کنند. با این کار صورت بگیرد، یا در اراده‌ی مسئولین رخنه به وجود بیاید؛ مسئولین در محاسبات خودشان تجدید نظر کنند.۱3
امروز یک فصل مهمی ‌از فعالیت دشمنان جمهوری اسلامی‌- که البته ما از آن‌ها اطلاع داریم و حواس ما هست که چه کار دارند می‌کنند همین است که محاسبات مسئولین را تغییر بدهند و افکار مردم را دستکاری بکنند و این‌ها را در ذهن جوان‌های ما جا بیندازند؛ چه افکار انقلابی، چه افکار دینی، چه ایده‌هایی که مربوط به مصالح کشور است.15
تعبیر آن‌ها این است: می‌گویند می‌خواهیم مسئولین جمهوری اسلامی‌ احساس کنند که هزینه‌ی تصمیم‌گیری‌های آن‌ها بالاست. این یعنی رخنه ایجاد کردن در اراده‌ی مسئولین کشور، با همه‌ی توانشان، با همه‌ی ترفندهایی که بلدند، دارند این دو کار را دنبال می‌کنند. یا در مردم ایجاد تردید کنند و مردم را از نظام جدا کنند، یا در مسئولین ایجاد تردید کنند و مسئولین را وادار کنند که در تصمیم‌های خودشان تجدید نظر کنند. اشتباه کردند؛ هیچ‌کدام را نمی‌توانند انجام دهند.14

 
رسانه‌های جمعی
بنده در باب سبک زندگی دو سه سال قبل از این مفصل صحبت کردم؛ سبک زندگی از معماری، از زندگی شهری، از زیست انسانی، از پیوندهای اجتماعی تا همه‌ی مسائل گوناگون را شامل می‌شود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطه‌ی مقابل استقلال فرهنگی است.
امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار می‌کند؛ همین مسئله‌ی مهندسی اطلاعات، این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، این‌ها همه ابزارهایی هستند برای تسلط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمی‌خواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، این‌ها ابزارهایی هستند که می‌توانند مفید واقع بشوند اما سلطه‌ی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمی‌توانید شما برای اینکه مثلا فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همین‌جور است، فضای مجازی هم همین‌جور است، دستگاه‌های اطلاعاتی و ابزارهای اطلاعاتی هم همین‌جور است ، این‌ها را نمی‌شود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطه‌ی فرهنگی دشمن است.
این را هم شما بدانید، یکی از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ استکباری، همین رادیوهای بیگانه است! خرج‌های زیادی می‌کنند، پول‌هایی می‌گذارند و سرمایه‌گذاری می‌کنند. من در یکی دو سال گذشته در خصوص این‌که آمریکا و صهیونیست‌ها و جهان‌خواران اقتصادی دنیا چگونه به این رسانه‌های جمعی تکیه کرده‌اند، شرح مفصلی دادم. در نماز جمعه بحث کردم که چطور شده است که این‌ها می‌خواهند از این طریق در ملت‌ها نفوذ کنند. رسانه‌های جمعی ابزار کار آن‌هاست. در داخل هم یک عده می‌آیند و با این‌ها هم صدا می‌شوند!
البته همه کسانی که در این میدان، کار خلاف می‌کنند، دشمنان نیستند؛ این هم معلوم باشد. بعضی هم دوستان نادانند، بعضی خودی‌های غافلند. من از خودی‌ها مصرا می‌خواهم قدری ذهن خودشان را باز کنند و فکر خودشان را به کار بیندازند؛ بفهمند امروز دشمن کیست، چه می‌خواهد و چه می‌کند - و نقشه دشمن چیست - عقل، این است. شما در جبهه جنگ باید بدانید که آیا این جهتی که تیراندازی می‌کنید، بمباران می‌کنید، همان جایی نیست که دشمن می‌خواهد بمباران شود؟ چرا شما کار دشمن را به عهده می‌گیرید!؟ چرا جاده دشمن را هموار می‌کنید برای این‌که بتواند نیروهای خودی را دور بزند!؟ مسأله این است. تأکیدی که ما همیشه می‌کنیم بر این‌که افراد، قدرت تحلیل سیاسی داشته باشند، برای این است که این‌گونه اشتباهات را نکنند. البته دشمنان نقاب‌دار، دشمنان دو رو و منافق، دشمنانی که حتی جرأت ظاهر شدن هم ندارند، پشت عناصر صادق و سالم و احیانا ساده، خود را پنهان می‌کنند! آن‌ها را باید شناخت و هشدارشان داد. امروز کشور و ملت، احتیاج دارد به این که مردم، تیزبین و هوشیار باشند، بیدار و دشمن‌شناس باشند و بفهمند دشمن چه می‌کند.15

برچسب ها

نفوذ

نظرات

  • هیچ نظری ثبت نشده است!

نظرات خود را باما به اشتراک بگذارید

پیام خود را بنویسید

خدمات الکترونیک
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
پیوندهای مهم
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
  • Image
نظرسنجی ها